مرتضى مطهري

350

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

مىخورند و اغنيا گندم ، و اگر يك وقت غنى بخواهد تفنّناً نان جو بخورد ( گندم خود را بدهد و جو بگيرد ) نبايد زياده بگيرد ( 1 ) . و يك نكته جالب اين است كه در روايتى نهى شده است از بيع حنطه و شعير به طور نسيئه ( 2 ) . روايت از اين قرار است : عن محمدبن قيس عن ابىجعفر عليه السلام قال : قال اميرالمؤمنين عليه السلام : لا تبع الحنطة بالشعير الَّا يداً بيد ، و لا تبع قفيزاً من حنطة بقفيزين من شعير ( 3 ) . و اين مؤيد همين توجيه است كه ذكر كرديم . « لا ربا الَّا فىالنسيئه » به معنى اين است كه رباى واقعى منحصر است به نسيئه : 4 . اگر صحت * ( لاربا الَّا فى النسيئة ) * ثابت شود ، اين خودش دليلى است بر صحت آنچه ما گفته‌ايم كه تحريم رباى معاملى نسيئه به منظور سد حيله رباى قرضى است و تحريم رباى معاملى نقد نه از آن جهت است كه رباى واقعى است ، براى حفظ حريم ربا است زيرا آنچه كه ممكن بوده است حيله اى شود براى رباى قرضى ، همان بيع نسيئه است . عدم جواز معامله نسيئه در روايات براى سد حيله رباى قرضى است و عدم جواز معامله نقد با تفاضل در ربويات ، حفظ حريم رباى معاملى : و اگر بگوييم رباى معاملى در نقد هم جارى است ، بايد چنين

--> ( 1 ) . در حقيقت بايد گفت جو و گندم از لحاظ ارزش واقعى يكسانند ( ارزش غذايى آنها برابر است ) از لحاظ رغبات اختلاف پيدا كرده‌اند ولى سستى اين سخن پوشيده نيست . واضح آن است كه بگوييم اتحاد حنطه و شعير جنساً درست نيست چنان كه در سرائر باب ربا شديداً بر قول به اتحاد آنها حمله كرده است . و شايد قول به اتحاد خطايى باشد كه از اجتهاد صحابه ناشى شده و سپس داخل در احاديث شده است چنان كه از روايت صحيح مسلم كه مىگويد * ( انى اخاف ان يضارع . . . ) * همين معنى استفاده مىشود . ( و لعل اشتراك لفظى آنها در لفظ طعام نيز مؤثر در اين خطا باشد ) و اين روايت مقدم است بر رواياتى كه اتحاد را از شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند ، فافهم . ( 2 ) . برعكس ، اين روايت مؤيد وحدت است زيرا در مطلق ربويات ، بيع نسيه با وحدت جنس جايز نيست . ( 3 ) . وسائل ، ج 2 ، ابواب ربا ، باب 8 ، روايت 8